تبليغاتX
آگاهی رهایی است
يدالله خسروشاهى از ميان ما رفت پنجشنبه پانزدهم بهمن 1388 18:36

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

با كمال تاسف رفیق یدالله خسروشاهی امروز پنجشنبه ٤ فوريه ٢٠١٠ از ميان ما رفت. يدالله كه در تاريخ ٢ فويه سکته مغزى کرده بود دیروز بعد از ظهر وضعیت جسمانی اش  در بیمارستان رو به وخامت گذاشت و متخصصان بعد از آزمایش به اعضای خانواده و دوستانى که در بیمارستان حضور داشتند اطلاع دادند كه او برای دومین بار دچار سکته مغزی شده است. رفيق يدالله ساعت ٥ صبح امروز درگذشت. يدالله خسروشاهى يكى از فعالين و رهبران شناخته شده و زحمتكش جنبش كارگرى ايران بود كه بخاطر فعاليتهاى كارگرى خود سالهاى زيادى را در زندانهاى رژيم سلطنتى و جمهورى اسلامى گذرانيد. وى از جمله نمايندگان كارگران صنعت نفت ايران و شوراهاى كاركنان صنايع نفت بود كه بدنبال سركوب شوراها و تشكلات مستقل كارگران نفت توسط جمهورى اسلامى و سپرى كردن سالهاى ديگرى در زندان مجبور به ترك ايران گردید اما لحظه ای از تلاش در جهت حمايت از جنبش كارگرى ايران دست برنداشت .رفيق يدالله در طی ده سال گذشته همكار نزديك و بسيار فعال کارزار اتحاد بين المللى در حمایت از کارگران ایران بود و تا آخرين لحظات زندگى خود مشغول فعاليت كارگرى و جلب همبستگى كارگرى براى طبقه كارگر ايران بود.        
ياد عزيز يدالله خسروشاهى  گرامى باد! جايش در ميان ما و کلیه فعالان جنبش کارگری بشدت خالى خواهد بود!

اتحاد بین المللی در حمایت از کارگران در ایران

چهارم فوريه

 

نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |

ظهور آن چه تاریخ نگاران بعدی انسان رنسانس خواندند، با برداشتی تازه از نماد و زبان هم‌راه بود. اختراع صنعت چاپ در حکم ابداع برداشتی تازه از انسان بود. موجودی که می‌تواند اندیشه‌ها و عقاید‌اش را به آگاهی انبوهی از مخاطبان برساند، و ارتباطی فرهنگی در گستره‌ای بسیار وسیع از نظر زمانی و مکانی برقرار کند. صنعت چاپ و دانش‌گاه‌های جدید با باور به نیروی خرد انسانی به هم گره خوردند.  این گونه بود که انسان منتشر کننده‌ی رنسانس، با جهان‌گردی که از قاره‌اش خارج می‌شد و رویای فتح و سلطه بر مستعمرها را در سر می‌پروراند، پیوند برقرار کرد. برای انسان منتشر کننده، زبان مساله‌ای کلیدی شد. از این پس اندیشه باید به خارج از قلم‌رو زبان لاتین و کلیسا گام می‌گذاشت. بر این پایه بود که انسان باوران به اعتبار زبان‌های ملی اندیشیدند. مونتنی که گفته‌اند حتا در مکالمه‌های هر روزه‌اش به زبان لاتین سوگند می‌خورد و دشنام می‌داد، نوشتن به زبان فرانسه را هم‌چون ضرورتی گریزناپذیر برای اندیشیدن مطرح کرد. بدون شکسپیر و مارلو زبان انگلیسی نمی‌توانست به کار فیلسوفان تجربه‌باوری بیاید که پس از آن‌ها می خواستند از نیروی فهم انسانی، شک آوری، دولت مدرن و جامعه‌ی مدنی بحث کنند. البته انسان باوران هنوز الگوی کامل زبان را لاتین و یونانی می‌دانستند، اما به دلیل آن که می‌خواستند، از مسائل زنده‌گی روزمره و زمینی یاد کنند، ناگزیر شدند زبان لاتین را به کشیش‌ها بسپارند. در نتیجه لاتین از آن Divinitas شد، و زبان‌های ملی از آن  Humanitas.

نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |

نخستین انسان باوران رنسانس، جهان‌گردان بودند. ستایش‌گران بعدی آن‌ها، مدام این واقعیت را تکرار کرده‌اند. جان ادینگتون سیموند در سال 1898 در کتاب رنسانس در ایتالیا از جهان گردان به عنوان « کریستف کلمب‌های نیم کره‌های معنوی و ذهنی جدید، و کاشفان فرهنگ جدید» ستایش کرد. والتر پیتر در کتاب رنسانس خود آنان را پایه‌گذاران جنبشی دانست که « درآن اندیشه‌ی انسان، به شیوه‌های گوناگون، برای خود قلم‌روهای تازه‌ای از احساس و اندیشه را کشف کرد.» این ستایش‌ها که واژگان «کشف» و «قلم‌روهای تازه» در آن‌ها از قلم نمی افتند، بیان‌گر رویدادهای تاریخی دوره‌ای هستند که کشف هر گوشه‌ی دور افتاده‌ای از جهان را به دست انسان اروپایی با خواست سلطه‌ی استعماری بر آن، همراه کرده بود. جهان‌گردان در سفرنامه‌های خود با نگریسن در « دیگری» هویت و شخصیت « خود» را متعین می‌کردند. هم‌چنان که دنیای یونانی و رومی با تاریخ نگاری، در تمایز و چالش با دنیای بربرها، به تأمل در بنیاد فرهنگ و تمدن خود پرداختند.

نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |

واژه‌ی Umanisti که در ادبیات ایتالیای سده‌های پانزدهم و شانزدهم به کار می‌رفت، و گاه به خطا آن را به انسان باوری ترجمه می‌کنند، دارای معنای مشخص و محدود پژوهش در ادبیات کلاسیک و متون لاتینی و یونانی بود و نه چیزی بیش. مساله‌ی مرکزی این پژوهش‌گران ادبیات کلاسیک، بازیابی و باززایی سرچشمه‌های علمی و فرهنگی تمدن‌های کلاسیک یونانی و رومی بود، اما از طرح این مساله در پی ایجاد ایده‌ئولوژی تازه‌ای در برابر الیگارشی حاکم یا  قدرت کلیسا نبودند. هدف آنان تحقیق در زمینه‌ی سنت‌های کلاسیک و آن چه خود سرچشمه‌های اصیل فرهنگ می‌خواندند، بود و بس. حتا به تدریج از نظر انسان باوران رنسانسی آن دسته از آثار کلاسیک ارزش‌مند محسوب می شدند که بیشتر هم‌خوان بودند با آموزه‌های مسیحی. نکته‌ای که بسیار به چشم می‌آید این است که تفسیر انسان باوران از رویدادهای تاریخی توجیه وضع موجود بود. لیوناردو برونی می‌گفت، تحقیق در تاریخ به ما می‌آموزد که چه‌گونه کار شاهان و حاکمان خود را ارج بگذاریم و به شاهان و حاکمان نیز می‌آموزد که چه‌گونه مسائل اجتماعی را در نظر گیرند تا قدرت خود را بهتر حفظ کنند.

نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |

در روم بود که برای نخستین بارHumanism  به معنای انسان باوری مطرح شد. نزد رومیانHomo humanus به معنای انسان رومی بود و در برابر Homo barbarus یعنی انسان غیر رومی یا بربر قرار می‌گرفت.  مصداق مفهوم Homo humanus در بر گیرنده‌ی کسی بود که با فضیلت رومی بودن و آموختن اهمیت این فضیلت سر و کار داشت. شکل رومی انسان باوری، گونه‌ای برتری برای انسان- البته از نوع مرد اشراف زاده‌ی رومی آن-  نسبت به سایر جانوران و چیزها قائل بود.

در سده‌های میانه و پیشا رنسانس، در زبان لاتین واژه‌ی Humanus به معنای موجود زمینی و انسانی در برابر Divinus به معنای موجود مقدس و آسمانی به کار می‌رفت. به تدریج دو رشته‌ی دانش از هم جدا شدند، یکی Humanitas بود که به مسائل انسانی و زمینی می‌پرداخت و دیگری Divinitas بود که به مسائل الاهی می‌پرداخت، البته هنوز این دومی ارج بیشتری داشت. معنای مفهوم  Studia humanitatis رشته یا علوم انسانی  را نیز در این دوره باید معادل مفهوم Paideia یونانی درک کرد، که یکی از معناهای آن آموزش و پرورش بود. مفهوم رشته یا علوم انسانی از منابع رومی و به ویژه از سیسرون ( 106 تا 43 ق.م)، خطیب و فیلسوف و سیاست‌مدار نامی رومی گرفته شده بود. انسان باوران ایتالیایی سده‌ی چهاردهم، آرمان‌های آموزش و پرورشی او را از نو زنده کردند و به تدریج این آرمان‌ها را در دانش‌گاه‌ها و عرصه‌ی زنده‌گی اجتماعی ایتالیا مسلط گردانیدند. آنان بر این باور بودند که شاگرد باید ابتدا بر زبان لاتین مسلط شود و سپس به فن بلاغت و خطابه و تقلید از سبک استادان یونانی و رومی بپردازد و در پایان، آموزش خویش را با مطالعه‌ی دقیق تاریخ و فلسفه‌ی باستان به انجام رساند. به نظر آنان این نوع آموزش بهترین شیوه‌ی آماده‌گی برای ورود به زنده‌گی سیاسی است. به تدریج مردم فلورانس چنان پای بند این اعتقادها شدند که از انسان باوران برجسته دعوت می‌کردند سمت‌های مهم را در حکومت شهر بپذیرند. می‌توان گفت این روند با نصب کولوتچوسالوتاتی به ریاست دیوان در 1375 میلادی آغاز شد و از آن پس به سرعت به صورت رسم و قاعده درآمد.

نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |

 

در شرایطی که قدرت حاکم برای تداوم حکومت خود، شمشیر از نیام برکشیده و بناگزیر بر روی شمشیر نشسته است؛ چاره ای جز توسل به کشتار و اعدام ندارد. قدرت حاکم می پندارد با توسل به چنین شیوه هایی می تواند، توده ی معترض را مرعوب کرده و در سایه ی دیکتاتوری اختناقی به حاکمیت خود ادامه دهد. آنان می پندارند، با اعدام هر معترض می توانند، هزاران معترض را به خانه برگردانند. آن چه آنان هرگز در نمی یابند این است که توده ی معترض را در شرایط برافروخته گی میلیونی، نمی توان با توسل به چنین شیوه هایی مرعوب کرد. در چنین شرایطی، اعدام هر معترض، هزاران نفر از خانه نشینان را نیز به خیابان ها سرازیر خواهد کرد.

نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |


1ـ غلام حسین الهام:25 میلیون دلار در دوبی،13 میلیون دلار در ترکیه، 17 میلیون دلار درسوئیس،0.7 میلیون دلار در بیروت

2 ـ س. ح. پناهی: 11 میلیون دلار در بانک اسلامی شریعت، 4 میلیون ایورو در مالزی

3 ـ مسعود کاظمی: 45 میلیون دلار در آلمان، 4.2 میلیون دلار در دوبی

4ـ علی هاشمی بهرامیان:5.2 میلیون دلاردر کویت،11 میلیون ایورو در بلژیک، 23 میلیون دلار در دوبی و مبلغی نامشخص در الناخال کمپانی


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |

با چه کسی می توان مکالمه کرد؟ سه شنبه هفدهم آذر 1388 20:38

انحصار باوری  Exclusivismو شمول باوری Inchusivism نه فقط مانع گفت-و-گوی روشنگر، بل نافی منطق مکالمه است. زیرا با کسانی که می پندارند حقیقت و سعادت فقط نزد آنان است و دیگران از آن هیچ بهره ای نبرده اند( انحصار باوران) و یا کسانی که می پندارند حقیقت و سعادتی که دیگران از آن بهره برده اند، بخشی از حقیقت و سعادت آنان است ( شمول باوران) نمی توان به مکالمه ای روشنگر پرداخت. تنها با کسانی می توان به مکالمه پرداخت که نزدیکی به حقیقت و سعادت را به یاری دیگری ممکن می دانند.

نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |

اسطوره ی انسان بی طبقه در جامعه ی طبقاتی پنجشنبه دوازدهم آذر 1388 18:25

من از لنین آموخته ام : « مادامی‌ که افراد فرا نگیرند در پس هر یک از جمله‌ها، اظهار نظرها  و وعده وعیدهای اخلاقی، دینی، سیاسی و اجتماعی، منافع طبقات مختلف را جستجو کنند، در سیاست همواره قربانی سفیهانه‌ی فریب و خود فریبی بوده و خواهند بود. » در نتیجه برای پرهیز از فریب و خود فریبی تا حد توان و فهم خود می کوشم، مضمون طبقاتی گفته هایی را که می خوانم و یا می شنوم آشکار و عیان کنم. به ویژه مضمون طبقاتی گفته هایی که در لایه های ناخودآگاه متن و نویسنده پنهان شده است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |

رویدادهای سیاسی چند ماهه ی اخیر سبب دگرگونی های بسیاری در زمینه و زمانه ی پراتیک و اندیشه ی سیاسی شده است. بر بستر این رویدادها بسیاری از صف آرایی های سیاسی و نظری گذشته درهم ریخته و بی اعتبار شده اند و صف آرایی های جدیدی شکل گرفته و بسط می یابند. تا بدین جا یکی از پی آمدهای اعتراض های توده ای اخیر، تقویت خط مشی همه با هم بودن و  سیاست پیکار پوپولیسم ضد استبدادی بوده است. بی شک احیاء سیاست پوپولیسم ضد استبدادی، به طور عام به معنای تضعیف سیاست پیکار طبقاتی و به طور خاص به معنای تضعیف سیاست مستقل کارگری است.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط پارسا نیک جو  | لینک ثابت |